اشا

اشا شاخص اخلاق و ظابطه تميز خوب از بد است. اشا ارزش‌هاي اخلاقي را به صورت مطلق به دست مي‌دهد. اشا تقوي است. پذيرش نسبيت در مسايل اخلاقي , مخالف روش گات‌هاست. همزيستي مسالمت‌آميز بين خوبي و بدي مردود است. در نتيجه گات‌ها دروغ مصلحت آميز را ناپسند مي‌داند. همچنين, دين زرتشت مخالف تقيه است. دروغ گفتن يا راست نگفتن به خاطر حفظ جان يا مال يا هر دليل ديگري مردود است.
اشا به معناى راستى، نظم، درست کردارى، حق، حقیقت، وفا، دلیرى و داد.

شاد بودن هنر است

بشکفد بار دگر لاله‌ی رنگین مراد

غنچه‌ی سرخ فروبسته‌ی دل باز شود

من نگویم که بهاری که گذشت آید باز

روزگاری که به سر آمده آغاز شود

روزگار دگری هست و بهاران دگر.



شاد بودن هنر است

شاد کردن هنر والاتر

لیک هرگز نپسندیم به خویش

که چو یک شکلک بی‌جان شب و روز

بی‌خبر از همه خندان باشیم

بی‌غمی عیب بزرگی‌ست که دور از ما باد!



کاشکی آینه‌ای بود درون‌بین که در او

خویش را می‌دیدیم

آنچه پنهان بود از آینه‌ها می‌دیدیم

می‌شدیم آگه از آن نیروی پاکیزه‌نهاد

که به ما زیستن آموزد و جاوید شدن

پیک پیروزی و امید شدن.



شاد بودن هنر است

گر به شادی تو دل‌های دگر باشد شاد

زندگی صحنه‌ی یکتای هنرمندی ماست

هرکسی نغمه‌ی خود خواند و از صحنه رود

صحنه پیوسته به جاست

خرم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد.

ژاله اصفهانی

درباره اشا

اشا قانون راستي و داداست. عمل به راستي؛ در انديشه؛ گفتار و كردار؛ دادگري است. هيچ كنشي راستي نيست مگر آن كه به قانون اشا سازگار باشد. آن قانوني كه از روي راستي فراهم نشده و دادگستري را استواري نبخشد؛ قانون نيست. انديشه, گفتار و كردار سازگار با اشا جهان را پيشرفت مي‌دهد و كننده كار را خوشبخت و شادمان مي‌كند. در ميان فروزه‌هاي اهورايي اشا پس از خرد نام برده شده است. اشا چكيده دين زرتشتي است.